سه نسل کوهنورد
سلاام به عشقم که هر روز با دیدن قد کشیدنت عاشقتر میشوم گل مامان که اینقدر فهمیده و آقا شدی . امروز صبح داشتی تو خواب و بیداری شیر میخوردی و من هم داشت دیگه خیلی دیرم میشد . بهت گفتم مامان جونم هر وقت اینو خوردی دیگه مامان بره کاراشو بکنه .. یهو دست از شیر خوردنت شروع کردی و بای بای کردی ، یعنی برو به کارت برس. عاااااااااااااااشقتم آقا کوچولو شازده قشنگم که اینقدر با فهم و کمالاتی :) دیروز رفتیم کوه با یک گروه بزرگ بزرگ مامی و باباشی و یک سری از همنوردای قدیم من و بابایی هم بودن رفتیم لالون شما هم کوچکترین عضو این گروه کوهنوردی بودی نمیدونی که برات چی کار کردن :) خدا رو شکر خیلی خوب بود و خوش گ...
نویسنده :
موژان
14:15










